خب ...

از سه هفته قبل شروع میکنم ...

یه درد شدید نیمه پایین صورتم رو گرفته  بود فک بالا و پایینم به شدت درد میکرد طوریکه از درد گریه میکردم و هر دو سه ساعت یه مسکن میخوردم و تو خونه مث مرغ پر کنده راه میرفتم . راه حلقم هم بسته شده بود .

رفتم متخصص گوش و حلق و بینی

دکتره برگشته میگه خانوم این یک فشار عصبیه و مشکل خاصی نیست .تا چهار هفته کمتر صحبت کنین غذای ملین بخورین و عصبی نشین . دو بسته قرص ایپوبروفن و یه آمپول مسکن و قرص گرفتگی عضله داد و گفت ضمنا یه دوسه تا دندون خراب هم دارین به سری م به دکتر دندانپزشک بزنین. همین .

یه هفته گذشت و حال و درد من همانا و نساختن داروها به معدم و بد شدن وضعیت غذا خوردنم همانا.

دیدم نه نمیشه خوب نمیشم رفتم دندون پزشکی . حدس زدم دندون عقلم باشه گفتم آقای دکتر داغووونم .

یه عکس از دهنم گرفت اینا نیگاااااااا از رو یونیت  پریدم سرمو بردم بین دستای دکتره درست بالای عکسم و نیگاهی ب عکس انداختم گفتم چی شده مگه؟؟؟!

گفت دندون عقلت توی کمر دندون کناریته !

اصلا یه جوررری بود !

تازه اونم دندان نهان ....

گفتم خب باید چیکار کنم ؟ گفت جراحی میخواد.

آدرس کلینیک جهاددانشگاهی رو داد گفت برو اینجا کارشون خییلی خوبه.

ساعت 4 تنها راه افتادم رفتم کلینیک. گفتم یه وقت از متخصص میخوام برا جراحی دندان عقل.گفت ساعت 7 امروز وقت داریم آمادگیشو دارین گفتم آره خوبه دیگه تحمل دردشو ندارم.

نیمساعت مونده ب نوبتم از ترس تمام بدنم میلرزید و تهوع گرفته بودم ! خانوم دکتره ی قرص بهم داد گفت اینو بخور برا تهوعت ی صندلی هم گذاشت کنار پنجره گفت نیمساعتی بشین حالت بهتر میشه.

رو یونیت ک دراز کشیدم 2 تا آمپول بیحسی تزریق کرد ی اسپری هم زد ک تمام دهنم کرخت نشه ...  مانتو و مقنعه م رو درآوردم چشامم بستم تا آخرش جرات نداشتم چشامو باز کنم !

کلا نیم ساعت طول نکشید ک خانوم دکتر گفت خب دیگه تموم شد پاشو خانوم !

ی نفسی کشیدم خودمو مرتب کردم اومدم بیرون . میخواستم سوار ماشین شم دیدم گوشیم نیست سریع برگشتم تو اتاق دکتر و تمام کیفم و جیبمو مسیر و نیگاه کردم دیدم نه ... نیست ک نیست ...

خلاصه ...

شب چند بار شمارمو گرفتم تا بالاخره ی آقایی جواب داد گفت خانوم من گوشیتونو وسط خیابون پیدا کردم آدرسشو داد گفت فردا صبح بیاین بگیرینش. صبح ساعت 10 با صورت ورم کرده و ماسک زده رفتم انسان باشخصیتی بود گوشی رو گرفتم روشنش کردم دیدم ای داد بیداد LCD شکسته تصویر نداره !

باورت نمیشه با خودم گفتم خداروشکر ک تصویر نداشته ! چون تو گوشیم هم عکس شخصی (عکس عروسی داریوش و تولد خودمو... ) داشتم هم شماره همه دوستام بود .

بععله گوشی رو گرفتم البته فقط سیمکارت برام موند.

دیگه گوشی رو نبردم درست نکردم دو روزی گوشی مامان رو ورداشتم روز سوم رفتم ی گوشی SONY خریدم شیک !

آره دیگه در عرض 2-3 روز یه یک و نیم میلیونی خرج کردم و از درد بی امان رهایی یافتم....