تا به حال احساس غربت کردی؟؟؟؟؟؟؟؟
من افسانه ای بودم که توی راهنمایی و دبیرستان بچه زرنگ ولی شر و شور بودم همون افسانه ای که توی دانشگاه از دم در نگهبانی تا بچه های جدیدالورود و حتی سال بالایی ها و همه رشته ها میشناختنم و به قول مهندس سامان رو پا بند نبودم و با فنر میپریدم همونی که به شوخی و شادی وباحالی معروف بودم همونی که حتی وقتی تقلب هامو رئیس دانشگاه گرفت روحساب دانشجوی فعال بودن هیچ توجهی نکرد و تقلبم رو ندیده گرفت.همونی که حرف اول و آخر رو توی کلاس میزد همونی که تمام بچه های دانشگاه باهاش صمیمی بودن همونی که سرشار از امید بود.
اما حالاکه درسم تموم شده و یکساله که بیکارم متوجه شدم نه بابا زندگی اونقدرام خوب نیست.
ابتدایی و راهنمایی معدلت از۱۹.۳۰ پایین نیاد دبیرستان رشتت ریاضی باشه و نمراتت خوب باشه اما بری دانشگاه پیام نور.بعدش توی دانشگاه پیام نور رشته مهندسی بخونی و پدرت در بیاد و لیسانستو که گرفتی تازه بفهمی که اصلا کار نیست و تو با یه آدم دپلم که رشته خوبی هم نداشته هیچ فرقی نداری.
بخونی واسه کارشناسی ارشد اما قبول نشی و به کلی امید به زندگیتو از دست بدی .
میبینی چقدر دنیا پوچ و بی ارزشه...