تنها چیزی که یکی دوماهه هر روز صبح شادم میکنه و روحمو تازه میکنه گلهاییه که حاج آقا سیدی صبح ها واسم میاره و توی لیوان میزارمشون جلوی چشام...
از اول اردیبهشت وقتی گلهای لاله تازه باز شده بودن حاج آقا سیدی صبح زود رفته بود کوه و یکی دوتا گل لایه ناز با خودش آورده بود گفت میخوایشون؟منم با خوشحالی گفتم آره حاج آقا میخوامشون آخه من خییییلی گلهارو دوست دارم.دیگه از اون روز که فهمید من گل دوست دارم تقریبا هرروز صبح چندشاخه گل از بوته های گل حیاط خونش واسم میاره و همین باعث میشه اول صبح دقایقی به گلها نگاه کنم و آروم شم...
امروز هم هفت هشت تا شاخه رز خیلی خوشگل و خوشرنگ آرود ... مرسی حاج آقا
+ نوشته شده در پنجم خرداد ۱۳۹۲ ساعت توسط افسانه
|